حضرت زهرا سلام الله عليها از منظر اميرالمومنين عليه السلام


اگر چه بيان عظمت مقام حضرت فاطمه عليها السلام در نزد حضرت علي عليه السلام خود تحقيق مستقلي مي طلبد لکن در اين جا فهرست وار، به ذکر پاره اي از موارد، پرداخته شده تا بيانگر اوج مقام و مرتبه زن در نگرش حضرت باشد. توجه به اين نکته نيز در نوشتار زير حائز اهميت است که، ميزان علاقه اميرالمومنين عليه السلام به همسرش الگويي براي همه خانواده هاست.


مباهات حضرت علي به همسرش فاطمه عليها السلام
شخصيت بزرگي چون علي عليه السلام به همسرش فاطمه عليها السلام افتخار مي کند و همسري با او را براي خود فضيلت و ملاک برتري بر ديگران و شايستگي پذيرش مسئوليت هاي سنگيني چون رهبري جهان اسلام مي داند. برخي از موارد که حضرت براي اثبات حقانيت خود به داشتن همسري فاطمه عليها السلام استناد فرموده اند عبارت است از:
* در پاسخ نامه اي به معاويه از جمله فضيلت ها و امتيازهايي که حضرت به آن اشاره مي فرمايند اين است که «بهترين زنان جهان از ماست و حماله الحطب و هيزم کش دوزخيان از شماست».(1)
*در جريان شوراي شش نفره که خليفه دوم براي جانشيني تعيين کرده بود حضرت خطاب به ساير اعضا فرمود: «آيا در بين شما به جز من کسي هست که همسرش بانوي زنان جهان باشد؟» همگي پاسخ دادند: نه.(2)
*حضرت علي عليه السلام در ضمن پاسخ به نامه معاويه مي نويسد: «دختر پيامبر صلي الله عليه وآله همسر من است، نوادگان حضرت احمد صلي الله عليه وآله همسر من است، نوادگان حضرت احمد صلي الله عليه و آله فرزندان من از فاطمه عليه السلام هستند، کدام يک از شما سهم و بهره اي چون من دارا هستيد».(3)
*در جريان سقيفه حضرت ضمن برشمردن فضايل و کمالات خويش و اين که بايد بعد از پيامبر، او رهبري و هدايت جامعه اسلامي را عهده دار شود به ابوبکر فرمود: «تو را به خدا سوگند مي دهم! آيا آن کس که رسول خدا او را براي همسري دخترش برگزيد و فرمود خداوند او را به همسري تو [علي] درآورد من هستم يا تو؟ ابوبکر پاسخ داد: تو هستي.(4)


فاطمه رکن علي است
از مقامات ممتازي که مخصوص پيامبر صلي الله عليه و آله و حضرت فاطمه عليها السلام مي باشد رکن بودن براي علي است. در حديثي مي خوانيم پيامبر صلي الله عليه وآله به حضرت علي عليه السلام فرمودند: «سلام الله عليک يا ابا الريحانتين فعن قليل ينهد رکناک»(5)
چه تعبير لطيف و زيبايي! همان تعبير حضرت علي عليه السلام در مورد زن که فرمودند زن ريحانه است. پيامبر نيز فرمودند: «سلام بر تو اي پدر دو گل [زينب و ام کلثوم]. به زودي دو رکن تو از دست مي روند».
علي عليه السلام بعد از رحلت پيامبر صلي الله عليه وآله فرمودند: «اين يکي از دو رکن بود» و بعد از شهادت حضرت زهرا عليها السلام فرمودند: «اين رکن ديگر است».


مددکار اطاعت الهي
انبياء و پيشوايان معصوم، تنها راه سعادت و خوشبختي انسان ها را پيروي از دستورات الهي مي دانستند و از اين رو بهترين همکار و دوست براي آنان کسي بود که در اين راستا به آنها کمک کند.
مي خوانيم علي عليه السلام در پاسخ پيامبر که سوال کردند: «همسرت را چگونه يافتي؟» گفتند: «بهترين ياور در راه اطاعت از خداوند». (6)


تمسک علي عليه السلام به کلام زهرا عليها السلام
حضرت در حديث اربع مائه بعد از اين که فرمودند در مراسم تجهيز مرده ها گفتار خوب داشته باشيد چنين ادامه دادند: «فان فاطمه بنت محمد صلي الله عليه و آله لما قبض ابوها ساعدتها جميع بنات بني هاشم فقالت دعوا التعداد و عليکم بالدعاء» حضرت زهرا عليها السلام بعد از ارتحال رسول اکرم صلي الله عليه و آله به زنان بني هاشم که او را ياري مي کردند و زينت ها را رها کرده و لباس سوگ در بر نموده اند، فرمود: اين حالت را رها کنيد و بر شماست که دعا و نيايش نماييد». (7)
با اين که حضرت علي عليه السلام معصوم بوده و تمام گفته هاي او حجت است، ولي براي تثبيت مطلب به سخن زهرا عليها السلام تمسک مي کند. اين نشانگر عصمت حضرت صديقه طاهره عليها السلام بوده و اين که تمام رفتار، گفتار و نوشتار او حجت است و از اين جهت فرقي بين زن و مرد نيست.


تنها تسلي بخش علي عليه السلام 
حضرت بعد از شهادت حضرت فاطمه خطاب به ايشان فرمودند: «بمن العزاء يا بنت محمد؟ کنت بک اتعزي ففيم العزاء من بعدک؟* با چه کسي آرامش يابم اي دختر محمد؟ من به وسيله تو تسکين مي يافتم؛ بعد از تو با چه کسي آرامش يابم؟».(8)


غضب خداوند به غضب فاطمه عليها السلام
حضرت علي عليه السلام از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله نقل نموده که ايشان فرمودند: «ان الله عزوجل ليغضب لغضب فاطمه و يرضي لرضاها* خداوند عزوجل به خاطر خشم فاطمه خشمگين و براي خشنودي و رضايت فاطمه راضي مي شود». (9)


برگزيده پيامبر صلي الله عليه و آله 
حضرت علي عليه السلام در مصيبت حضرت زهرا عليها السلام خطاب به پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله مي فرمايد: «قل يا رسول الله عن صفيتک صبري* يعني اين صفيه توست، بانويي که صفوه تو، مصطفي و برگزيده توست رحلت کرده و صبر فقدانش براي من دشوار است».(10)


تکرار مصيبت فقدان پيامبر صلي الله عليه و آله
هنگام ارتحال بزرگ بانوي اسلام حضرت فاطمه و بيان وصايا و حلاليت ايشان، حضرت در پاسخ مي گويد: «پناه به خدا، تو داناتر و پرهيزکارتر و گرامي تر و نيکوکارتر از آن هستي که به جهت مخالفت کردنت با خود، تو را مورد نکوهش قرار دهم. دوري از تو و احساس فقدانت بر من گران خواهد بود، ولي گريزي از آن نيست. به خدا قسم با رفتنت مصيبت رسول خدا را بر من تازه نمودي، يقيناً مصيبت تو بزرگ است مصيبتي که هيچ چيز و هيچ کس نمي تواند به انسان دلداري دهد و هيچ چيز نمي تواند جايگزين آن شود».(11)


مقدم نمودن خواست فاطمه بر خواست خويش
در هنگام وصيت حضرت زهرا عليها السلام در پاسخ امام به ايشان و گريستن هر دو، سپس امام سر مبارک فاطمه عليها السلام را به سينه چسباند و گفت: «هرچه مي خواهي وصيت کن، يقيناً به عهد خود وفا کرده، هرچه فرمان دهي انجام مي دهم و فرمان تو را بر نظر و خواست خويش مقدم مي دارم.»(12)


پايان شکيبايي علي عليه السلام
علي عليه السلام که اسوه صبر و استقامت است اما در شهادت حضرت زهرا عليها السلام تأثر و تألم خود را چگونه اظهار مي دارد، تا آن جا که بعد از دفن همسر گراميش در حالي که حزن و اندوه تمام وجود او را فرا گرفته بود خطاب به قبر پيامبر صلي الله عليه وآله عرضه داشت: «خدا چنين خواست که او زودتر از ديگران به رسول خدا بپيوندد، پس از او شکيبايي من به پايان رسيده و خويشتن داري از دست رفته، اما آن چنان که در جدايي تو صبر کردم در مرگ دخترت نيز جز صبر چاره اي ندارم شکيبايي بر من سخت است. پس از او آسمان و زمين در نظرم زشت مي نمايد و هيچ گاه اندوه دلم نمي گشايد. چشمم بي خواب، و دل از سوز غم سوزان است. تا خداوند مرا در جوار تو ساکن گرداند. مرگ زهرا ضربه اي بود که دل را خسته و غصه ام را پيوسته گردانيد و چه زود جمع ما را به پريشاني کشانيد… اگر بيم چيرگي ستمکاران نبود، براي هميشه اين جا [کنار قبر زهرا عليها السلام ] مي ماندم و در اين مصيبت بزرگ چون مادر فرزند مرده، اشک از ديدگانم مي راندم.»(13)

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پي نوشت ها :
1. بحارالانوار/ ج 41/ ص 151 و 224.
2. نهج البلاغه.
3. احتجاج/ ج 1/ ص 135.
4. همان/ ص 123.
5. ذخائرالعقبي في مناقب ذوي القربي/ ص 56.
6. بحارالانوار/ ج 43/ ص 117.
7. زن در آئينه جمال و جلال/ ص 42.
8. فاطمه الزهرا بهجه قلب مصطفي/ ص 578.
9. کنزالعمال/ ج 12/ ص 111.
10. نهج البلاغه/ فيض الاسلام/ خطبه 193.
11. فاطمه الزهرا من المهد الي اللحد/ ص 610- 609.
12. همان.
13. اصول کافي/ ج 1/ ص 159.


منبع: فصلنامه پژوهشي و اطلاع رساني نهج البلاغه- نشريه نسيم وحي شماره 28

اشتراک گذاری این مطلب!

خانه فاطمه(ع) جلوه گاه نور هدايت الهي

قرآن کريم، خداوند را نور آسمان ها و زمين مي خواند و تصريح مي کند که او هر فردي را که بخواهد، به نور خويش هدايت مي کند. در ادامه مي فرمايد:«[ اين نور هدايت] در خانه هايي است که خداوند اذن فرموده است رفعت بيابند؛ خانه هايي که نام خدا در آنها ذکر مي شود و مرداني که تجارت و معامله، آنان را از ياد الهي غافل نمي کند و مي ترسند از روزي که در آن، دل ها و چشم ها زير و رو مي شود، صبح و شام در آنها، تسبيح او مي گويند.»(1)
هنگامي که پيامبر خدا (ص)آيات مذکور را تلاوت کرد، يکي از اطرافيان حضرت پرسيد: يا رسول الله! اين خانه ها کدام خانه هايند؟ فرمود:«خانه هاي انبيا». ابوبکر برخاست و گفت: يا رسول الله! آيا خانه فاطمه و علي از مصاديق اين آيه
است؟ پاسخ شنيد:«آري، از برترين مصاديق آن است.»(2)

1. «في بيوت اذن الله أن ترفع و يذکر فيها اسمه يسبح له فيها بالغدو و الاصال…»نور/36 و 37.
2. الکشف و البيان(تفسير ثعلبي)، تحقيق: ابومحمد ابن عاشور، بيروت، دار احياء التراث العربي، چ1، 1422ق، ج7، ص 107.

اشتراک گذاری این مطلب!

معجزات انقلاب اسلامی – در کلام امام خامنه ای مدظلّه العالی


بیانات در دیدار بسیجیان1396/09/01
درست تحلیل بشود مسائل کشور! بعضی‌ها کج‌ ومعوج تحلیل می کنند. فرض بفرمایید نگاه می کنند، در یک بخشی، بی‌اعتقادی و بی‌ایمانی و بی‌اعتنائی را در بعضی مشاهده میکنند، این را دلیل میگیرند بر اینکه انقلاب در کشور و نظام جمهوری اسلامی در کشور ضعیف شده؛ این‌جور نیست؛ از اوّل انقلاب هم دشمنانی بودند، مخالفینی بودند. امروز از همه‌طرف دشمن، تهاجم خودش را تقویت کرده و تشدید کرده؛ درعین‌حال شما ملاحظه کنید، حرکت جوانان مؤمن ما در کشور، چه حرکت مبارک و شیوا و زیبایی است. اینکه بعد از ۳۸ سال، جوانانی که نه امام را زیارت کردند، نه دوران دفاع مقدّس را دیدند، نه انقلاب را درک کردند، این‌جور در صحنه حاضر باشند، در میدان حاضر باشند و بتوانند در منطقه اثرگذاری کنند؛ این واقعاً یکی از معجزات انقلاب است.
بیانات در دیدار خانواده شهید محسن حججی1396/07/11
من بارها گفته‌ام امروز جوانهای ما از لحاظ گرایش به مفاهیم انقلابی، از لحاظ کمّیّت و کیفیّت اگر بیشتر و بهتر از دوره‌ی دفاع مقدّس و دهه‌ی ۶۰ نباشند، عقب‌تر نیستند. آن روز هم شما خیال نکنید همه‌ی جوانها میرفتند جبهه؛ نه، در دوره‌ی جنگ هم یک عدّه‌ای جبهه میرفتند و مجاهدت میکردند و خود را در معرض انواع و اقسام مشکلات قرار میدادند، یک عدّه‌ای هم اینجا مشغول بی‌عاری و الواتی و کارهای گوناگون بودند؛ یعنی خیلی از جوانها هم این‌جوری بودند. همه‌ی شهدای ما در دوره‌ی هشت سال جنگ تحمیلی در حدود مثلاً سیصد هزار یا سیصدوخرده‌ای هزار است. خب، آن‌وقت چهل میلیون جمعیّت ایران بود؛ در جمعیّت چهل‌میلیونی، فرض کنید دو میلیون، سه میلیون، چهار میلیون جبهه رفتند، حدود سیصد هزار نفر هم به شهادت رسیدند. این در قبال آن چهل میلیون جمعیّت ایران چیز زیادی نبود؛ یعنی همان زمان هم این‌جور نبود که همه‌ی جوانها انقلابی باشند. امروز اگر شما نگاه کنید، [تعداد] جوانهایی که گرایش انقلابی دارند، فهم انقلابی دارند، نسبت به مجموع جوانها به گمان من یا بیشتر از آن روز است یا لااقل به‌قدر آن روز است. این، علی‌رغم دشمن است. خب، این باید یک‌جوری اثبات میشد؛ این شهید شما این را اثبات کرد، این را نشان داد؛ یعنی خدای متعال این جوان را بزرگ کرد، عزیز کرد، نماد کرد، تا نشان بدهد که نسل جوان امروز این‌جوری‌اند. این [جوان] نه امام را دیده بود، نه دوره‌ی جنگ را دیده بود، نه دوره‌ی انقلاب را دیده بود، [امّا] این‌جور مخلصانه و صادقانه در پی جهاد فی‌سبیل‌الله حرکت میکند، تلاش میکند، التماس میکند، از خدا میخواهد، از امام رضا میخواهد، از پدرمادر میخواهد، برای اینکه این اجازه را بدهند و کمکش کنند. این آیت الهی است، این آیت خدا است، این نشان‌دهنده‌ی همین معجزه‌ی انقلاب است و بحمدالله این معجزه در جریان است.

منبع:khamenei.ir

اشتراک گذاری این مطلب!

حقایقی که در سوره کوثر نهفته است

گفتاری از آیت الله جوادی آملی درباره سوره كوثر

غالب مفسران شيعه و سنى گفته اند كه عده اى از سناديد قريش، مشركان، بدخواهان، معاندان، روى همان سنت هاى باطلى جاهليت گفتند: بعد از رحلت پيغمبر(صلی الله علیه وآله وسلم)، نام او و مكتب او و ياد او از بين مى رود. براى اين كه او كه پسر ندارد.
ذات اقدس اله فرمود: تو براى هميشه مى مانى. براى اين كه من به تو چيزى دادم كه هيچ كس نمى تواند او را از بين ببرد و به تو فرزندى دادم كه حافظ و مجرى آن چيز است. آن چيزى كه به تو دادم «قرآن» است و آن كسانى هم كه حافظ قرآن، مفسر قرآن، مبين قرآن، معلم قرآن، مجرى احكام و حقوق قرآن است، فرزندان همين دختر اند!

فرمود: انا اعطيناك الكوثر. اين كوثر مصاديق فراوانى دارد؛ دين هست، قرآن هست و ولايت هست. انا اعطيناك الكوثر. فصل لربك والنحر. ان شانئك هوالابتر. يعنى آنها كه تو را شماتت مى كردند، بدى تو را مى خواستند، انقطاع نسل تو را مى خواستند، ابتر بودن تو را در نظر داشتند، آنها ابتر اند، نه تو ابترى! اين ابتر، اين لفظ چون در مقام تهديد است، مفهوم دارد. اگر بگويند: فلان شخص ابتر است، معنايش اين نيست كه ديگرى ابتر نيست، چون مفهوم ندارد. ولى اگر در لسان تهديد باشد، در ارزيابى هر دو باشد، در مرزبندى باشد، در تفريق باشد، اين مفهوم دارد. ان شانئك هوالابتر. يعنى تو ابتر نيستى، آنها ابتراند. آنها منقطع النسل اند، تو منقطع النسل نيستى. نام آنها و يادمان آنها و ياد آنها از بين مى رود، نام تو و ياد تو هميشه مى ماند.

خب؛ تهديد ذيل اين سوره مباركه انا اعطيناك الكوثر نشانه آن است؛ چون در مقام تهديد است، دو تا پيام دارد؛ يكى اين كه دشمنان تو منقطع مى شوند، از بين مى روند. يكى اين كه تو از بين نمى روى! تو ابتر نيستى، تو متصل و پيوسته اى! اگر چنانچه وجود مبارك پيغمبر دختر مى داشت و لاغير، براساس گمان باطلى و ظن جاهلى جاهليت آن را ابتر مى پنداشتند و اگر پسر مى داشت، پسرش نظير پسر نوح بود، باز او ابتر مى بود. چون اين پسر نه تنها سبب دوام دين پدر نمى شد، بلكه مايه انقراض دين پدر بود. اگر فرزند مى داشت، فرزند بى تفاوت، كارى به دين نداشت. نه معاند بود، نه مخالف بود، نه معالف، باز هم اين شخص ابتر بود. قرآن كريم فرمود: اينچنين نيست كه تو فرزند صالح داشته باشى يا بى تفاوت. فرزند صالح دارى و مصلح دارى و اهل قرآن دارى و همتاى قرآن دارى و از بين نمى رود و از همين دختر هم هست. هم به دختر بها مى دهد، هم او را حافظ قرآن مى داند، و از نسل او مجريان و مفسران قرآن به بار مى آورد كه باعث دوام نبوت و بقاى وحى و مكتب رسالت باشد كه تو ابتر نيستى، تو مستدام و مستمرى، آنها ابتراند. ان شانئك هوالابتر. بنابراين اين بانو توانست حافظ قرآن باشد.

منبع:khabaronline.ir

اشتراک گذاری این مطلب!

قمر بنی هاشم علیه السلام الگوی منتظران


بهترين الگو و اسوه براي منتظرانِ حضرت مهدی عجل الله تعالي فرجه، حضرت ابوالفضل عليه السلام است؛ براي پي بردن به اين حقيقت؛ گرچه زيارات آن بزرگوار مملو از درس‌هاي فراواني مانند:تسليم، تصديق، وفا، بصيرت، ياري، خيرخواهي، ايثار، ابد و خضوع در برابر امام زمان عجل الله تعالي فرجه است ولي ما در اينجا به رجز‌ها و حماسه‌سراييهاي آن بزرگوار مي‌پردازيم:

اشعار، شعارها و رجزهاى هر شخصى، برگرفته از شعور، افكار و اميال اوست. رجز مكنونات قلبى را به منصه ظهور مى گذارد. از اين رو رجزهاى حضرت عباس عليه السلام را يك بار ديگر مرور مى كنيم تا رهيافت و درسى براى اين عصر و زمان باشد.

حضرت عباس عليه السلام به هنگام حمله براى آب آوردن چنين رجز مى خواند.

نَفْسى لِسِبْطِ الْمُصْطَفَى الطُّهرِ وِقى***اِنّى اَنَا الْعَبّاسُ اَغْدُو بِالسّقاء[1]
جان من فداى فرزند پاك مصطفى باد. منم عباس كه با مشك براى سيراب كردن تشنگان مى آيم.

عاشقان امام زمان(عليه السلام) در دعاى ندبه چند بار «بنفسى انت»; جانم فدايت را مى گويند، امّا آيا مانند عباس عليه السلام براى امام زمانشان هستند؟

قمر بنى هاشم عليه السلام بعد از خارج شدن از شريعه فرات فرمود:

هذا الحسين واردَ المنونِ***و تشربين باردَ المعين[2]
اينك حسين وارد ميدان جنگ شده است و تو آب خنك و گوارا مى نوشى؟!

با توجه به اين فرمايش، ياوران امام مهدى عليه السلام در اين برهه از زمان چه بايد بگويند؟ و مهدى زيستى چگونه بايد باشد؟ امام زمانى كه در زندان غيبت[3] به سر مى برد، آيا من بايد سرگرم دنياى خويش باشم؟! هيهات؛هرگز
هنگامى كه دست راست او در راه يارى امام زمانش عليه السلام قطع گرديد، فرمود:

وَاللّهُ اِنْ قَطَعْتُمْ يمينى***اِنّى اُحامى اَبَدَاً عَنْ دِينى
وَ عَنْ اِمامِ صادِقِ الْيَقينِ***نجل النّبىِ الطّاهِرِ الاَْمينِ[4]

به خدا سوگند، گرچه دست راست مرا قطع كرديد، ولى من تا آنجا كه زنده هستم، از آئين خود و از امام و پيشوايم كه در ايمان خود صادق و فرزند پيامبر پاك و امين است، دفاع خواهم نمود.

مقرم در اين خصوص مى نويسد: وقتى دست راست عباس را قطع كردند

فَلَمْ يَعْبَأ بِيَمينِهِ بَعَدَ اَنْ كانَ هَمُّهُ ايصالُ الْماءِ اِلى اَطْفالِ الْحُسين(عليه السلام); او به قطع شدن دستش توجهى نكرد و قصدش اين بود كه هر چه زودتر آب را به اهل بيت و كودكان امام حسين برساند.[5]

اگر ما در راه يارى امام عصر عليه السلام دچار زحمت و سختى شويم، آيا جانانه، كار و فعاليت را دنبال مى كنيم؟

فَجادَ بِالْيَمينِ وَالشِّمالِ***لِنُصْرَة الدين وَ حِفْظِ الاْل[6]

پس دست راست و چپش را ]در راه خدا[ بخشيد، تا كه دين يارى شود و خاندان رسالت حفظ گردد.
چقدر از زندگى ما وقف يارى رساندن به امام زمانمان عليه السلام است؟ و تا چه اندازه حاضريم، او را يارى كنيم؟ هر كس خوب فكر كند و خود را محك بزند؟

اَلْمَوْتُ تَحْتَ ضَبابِ السَّيفِ مَكْرَمَةٌ***اِنْ كانَ مِنْ بَعدِهِ اِسكانَ جَنّاتِ
لا تَأسِفَنَّ عَلَى الدُّنيا وَلِذَّتِها***فَعِنْدَ جَدِّى تُغفَرْ كُلُّ زَلاّتِ

مرگ در پرتو شمشير، مايه بزرگوارى و عظمت است، هرگاه پس از آن موجب سكونت در بهشت گردد.
براى دنيا و لذّت هاى آن هرگز غصّه و افسوس مخور، و بدان كه تنها در پيشگاه جدّ من، همه لغزش ها آمرزيده خواهد شد.[7]ژ

اگر ما چشم به شفاعت اين خاندان داريم! بايد براى آن روز سرمايه گذارى و سپرده گذارى نماييم. و هيچ سرمايه اى بهتر از يارى ولى عصر عليه السلام نيست. از اين رجز مىآموزيم كه از دنيا و لذّت هاى زودگذر آن چشم بپوشيم و جان خود را در راه امام زمان عليه السلام به سختى بياندازيم.

و هنگامى كه با تيغ برّان دشمنان امام زمانش را پراكنده مى ساخت، فرمود:

اَذُبُّ عَنْ سبط النَّبِىِّ اَحْمَدِ***اَضْرِبُكُمْ بِالصّارِمِ المُهَنَّدِ

از حريم سبط پيامبر اسلام حضرت احمد صل الله عليه و آله حمايت مى كنم، و با شمشير استوار و برّان شما را سركوب مى نمايم.

امروز، دشمنان شيعه از هر سو و به هر طريق، امامت و ولايت را مورد حمله قرار مى دهند. صهيونيسم جهانخوار با حربه هاى فيلم، اينترنت و… مهدويت را مورد آماج حمله هاى خود قرار داده است. و اين مسئله مى طلبد كه هر كس، به هر طريقى از كيان شيعه، خصوصاً مهدويت دفاع كند. هر كسى در هر پستى با بذل وقت، توان و… بايد مانند حضرت عباس عليه السلام به يارى امام زمان عليه السلام شتافته و اكتفاء به كم ننمايد.

خلاصه آنكه روح رجزهاى حضرت عباس(عليه السلام) چهار مطلب مهم است كه عبارتند از:

فدايى، حامى، ساعى و مواسى

فدايى

قمر بنى هاشم(عليه السلام) فدايى مولاى خويش بود، هر آنچه داشت، حتى دو فرزند دلبند خويش را تقديم امام زمانش عليه السلام[8] و فداى دين كرد. لذا در زيارت ناحيه مقدسه از زبان امام هادى عليه السلامچنين مى خوانيم

اَلْفادِى لَهُ; آنكه خود را فداكارانه فداى برادر نمود.[9]

امام زمان عليه السلام هم فدايى مى خواهد. كسى را مى خواهد كه حاضر باشد، همه هستى اش را فداى او عليه السلام كند.

حامى

تنديس نهايتِ حمايت، باب الحوائج، قمر بنى هاشم عليه السلاماست، حمايت او از امام زمانش عليه السلام بسيار روشن و تابناك در رجزهاى او پيداست. لذا در زيارت روز عرفه عرضه مى داريم
فَنِعم الاخُ الصّابِرُ الْمُجاهِدُ الْمُحامِىُ النّاصِرُ[10]
شما برادرى نيكو و با صبر و شكيبا بودى كه مجاهده و حمايت و يارى و دفاع از برادرت نمودى
اكنون بيانديشيم، چند درصد از وقت و زندگى ما در راه حمايت از امام زمان عليه السلام صرف مى شود.

ساعى

نماد نهايتِ تلاش براى اهداف امام حسين عليه السلام ؛ دلاور نينوا حضرت ابوالفضل العباس عليه السلاماست و رجزهاى او عليه السلام گوياى اين حقيقت است كه لحظه اى بى تفاوت، بهانه جو، فرار از ميدان كار و عمل سپرى نكرد. اگر دست در بدن ندارد، از حركت نمى ايستد، لذا امام هادى عليه السلام در تعريف از مقام عباس مى فرمايد:
اَلسّاعِى اِلَيهِ بِمائِهِ[11]; آنكه تلاش بسيار براى آب رسانى به سوى لب تشنگان نمود.
اگر آن روز، خواست امام حسين عليه السلام رساندن آب به خيام بود. عباس عليه السلام تلاش وافرى نمود. امروز خواست امام زمان عليه السلام رساندن معارف ناب اسلامى و حقايق مهدوى به تشنگان عالم است. لذا چگونه بايد تلاش نمود؟

مواسى

مواسى از مواسات به معناى كمك، يارى و همدردى است. و در اصل به معنى بريدن مى آيد. در نتيجه به معنى شدت دلبستگى و همبستگى است قمر بنى هاشم عليه السلام از همه دنيا بريده، و پيوند با برادرش و امام زمانش سالار شهيدان عليه السلام داشت و عارفانه و عاشقانه در خدمت مولايش بود. لذا امام هادى عليه السلام اين گونه سلام مى فرستد:
اَلسَّلامُ عَلى اَبِى الْفَضْلِ العَبّاسِ بنِ اَمِيرِ الْمُؤمِنينَ، اَلْمُواسِى اَخاهُ بِنَفْسِهِ;
سلام بر ابوالفضل العباس پسر اميرمؤمنان، آنكه با كمال مواسات، جانش را نثار برادرش حسين عليه السلام كرد.
و در زيارت روز عرفه عرضه مى داريم:
فَنِعْمَ الاَخُ الْمُواسى; نيكو برادرى در فداكارى بودى.
و در زيارت عيد فطر و عيد قربان عرضه مى داريم:
اَلسَّلامُ عَلَيكَ ايّها الْعَبْدُ الصّالِحُ وَالصِّدّيقُ المُواسى اَشْهَدُ… واسيت بنفسك;
درود بر شما، اى بنده شايسته و صادق فداكار، شهادت مى دهم كه شما با تمام وجودت فرزند رسول خدا صل الله عليه و آله را همدردى نمودى.
و چه زيبا سروده است:
وَمْن واساهُ لاَُثينيه شَىءٌ***وَجادَلَهُ عَلى عَطَشِ بِماء
با حسين عليه السلام مواسات نمود و هيچ چيزى او را از مواسات با برادر منصرف نكرد و در حال شدت تشنگى به آب رسيد ولى آب ننوشيد.

———————————

پی نوشت ها:

[1]. بحارالانوار، ج 45، ص 40.
[2]. ناسخ التواريخ، ج 2، ص 345.
[3]. ابوبصير از امام باقر(عليه السلام) نقل مى كند كه آن حضرت، ر ضمن بيان شباهتهاى حضرت مهدى(عليه السلام) با برخى از انبياى گذشته فرمود: «فى صاحِبِ هذا الامر… سنّة من يوسف… وامّا من يوسف فالسجن والغيبة» كمال الدين، باب 32، ح 11.
[4]. ناسخ التواريخ، ج 2، ص 345.
[5]. مقتل مقرم، ص 269.
[6]. سردار كربلا، ص 212.
[7]. پرچمدار نينوا، ص 176.
[8]. علاّمه سيد محسن امين دو پسر حضرت ابوالفضل(عليه السلام) (محمّد، عبداللّه) را در شمار شهيدان كربلا ذكر كرده است. اعيان الشيعة، ج 1، ص 610 و محدّث كبير، ابن شهر آشوب، يك پسر حضرت عباس(عليه السلام) (محمد) را جزء شهداى كربلا شمرده است. مناقب آل ابى طالب، ج 4، ص 112، نقل از پرچمدار نينوا، ص 77.
[9]. اقبال الاعمال، ج 3، ص 74; بحارالانوار، ج 45، ص 66.
[10]. مفاتيح الجنان، زيارت حضرت عباس(عليه السلام) در روز عرفه.
[11]. اقبال الاعمال، ج 3، ص 74; بحارالانوار، ج 45، ص 66

منبع : mouood.org

اشتراک گذاری این مطلب!
 
شهادت حضرت زهرا (س)